باید....

باید؛
بیشتر دوستَ‌ت داشته باشم
آن‌قدر که نگرانَ‌م شوی
بگویی ناهار خوردی
چیزی برایِ عصر داری
شب‌ها تنها نمانی، خیالَ‌ت پریشان نشود!
دور نرود!

باید
بیشتر دوستَ‌ت داشته باشم
آن‌قدر که مراقبَ‌م باشی
مثلن بگویی هوا گرم است
شب‌ها کولِر را خاموش کن
مبادا فراموش کُنی!
بعد بخوابی وُ تنت بلرزد وُ
رویاهایَ‌ت یخ کند

باید تو را
بیشتر دوست داشته باشم
آن‌قدر که دوستَ‌م بداری
آن‌قدر که دلَ‌ت برایَ‌م تنگ شود

وَ برگردی!

افشین صالحی

/ 2 نظر / 18 بازدید
رویا

"دیدنت " حتی از دور " آب بر آتش دل می پاشد آن قدر تشنه ی دیدار توام که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم ای قدیمی ای خوب تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم