آخر نداره این رابطه یعنی چی؟؟؟

ته نداره برای من ؟؟؟

میدونی این قدر خسته ام و خالی!!!! که اگه این بار بری می میرم!!!

حکایت عاشقی نیست که فارغم از هرچه عاشقی است!!!

کشت منو عاشقی بی ثمر! اما حکایت رفتن و مردن من حکایت نداشتن طاقته الان هم بودنت مثل نبودنه!! اما یه چیز وجود داره 2ماه،6ماه،8ماه و... رفتی عین تمام ساعتها و لحظه هاش رو زار زدم!!!

نداشتنت کابوس وحشتناکیه!!!!!

گلت اگر میدونست چی داره یا حداقل من و با خودش مقایسه میکرد!!! پروانه میشد به دورت!!!

هرچند داشتن ها ارزشها رو محو میکنند!!!

حکایت من ، حکایت لیلی و مجنون نیست که اگر باشه لیلی مدت مدیدیه که رفته و من مجنون دربه در توی کوچه ها آواره ام که حواله ظرف شکسته مجنون رو میدم به دل شکسته ام که اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی!!!

مرام و ومسلک مجنون الگوم بوده تو زندگیم تا آخرشم که برمزار لیلی جان داد!!!

ای بابا!!!

چه حرفیه این حرفای من برای یه کسی که گوشش پره از محبت اطرافیان و من توشون گمم!!!

به هرحال درد دلی بود از داغ برنشانده از دشنه دوست که گر برچشم هم میزد به دیده منت می پذیرفتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
عاطفه

سلام وبلاگ خوبی داری خوندم و لذت بردم خوشحال میشم به منم سر بزنی[گل]