عسل...

از من ِ تلخ چرا طعم عسل می خواهی؟
تو چه از این زن ِ زانو به بغل می خواهی؟
من که غارت زده ی هند نگاهت هستم ..
از من ِخاک نشین تاج محل می خواهی؟

سیده تکتم حسینی

 

/ 2 نظر / 19 بازدید
رویا

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است آنچنان می فشرد فاصله راه نفسم که اگر زود ، اگر زود بیایی دیر است رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود دلم از هرچه و هر کس که بگویی سیر است سایه ای مانده زمن بی تو که در آینه هم طرح خاکستریش گنگ ترین تصویر است خواب دیدم که برایم غزلی می خواندی دوستم داری و این خوب ترین تعبیر است کاش می بودی و با چشم خودت می دیدی که چگونه نفسم با غم تو درگیر است تارهای نفسم را به زمان می بافم که تو شاید برسی حیف که بی تاثیر است سوگل مشایخی