قهوه....

دلم تنگ می شود ، گاهی

برای حرف های معمولی

برای حرف های ساده

برای «چه هوای خوبی» / «دیشب چه خوردی؟»
...
و چقدر خسته ام از «چرا؟»

از «چگونه؟»

خسته ام از سوال های سخت ، پاسخ های پیچیده

از کلمات سنگین
فکرهای عمیق

پیچ های تند

نشانه های با معنا، بی معنا

دلم تنگ می شود ، گاهی

برای ِ
یک «دوستت دارم» ساده

دو فنجان قهوه ی داغ

سه روز تعطیلی زمستان

چهار خنده ی بلند
و

پنج انگشت دوست داشتنی !

مصطفی مستور

/ 0 نظر / 20 بازدید