هراس قدیم............

ای هراس قدیم
در خطاب تو انگشت های من از هوش رفتند

امشب
دستهایم نهایت ندارند
امشب
از شاخه های اساطیری میوه می چینند
امشب
هر درختی به اندازه ی ترس من برگ دارد
جرات حرف در هرم دیدار حل شد

ای سرآغازهای ملون
چشم های مرا در وزش های جادو حمایت کنید
...
هشت کتاب / دفتر: ما هیچ ما نگاه / برگرفته از شعر: متن قدیم شب

/ 3 نظر / 6 بازدید
رویا

بهار با تمام بهانه هایش ... می رود اما تو...برای من ابدی هستی ابدی...

رویا

بهار با تمام بهانه هایش ... می رود اما تو...برای من ابدی هستی ابدی...

love

ميدوني قشنگترين حس دنيا چيه ؟ اينکه بدوني همون بلايي که سرت آورده.. سرش آوردن ...!