همیشه تو !همیشه تو!

همیشه برد ـ خواه، توـ همیشه مات ـ خواه، من ـ!

بچین! دوباره می‌زنیم، سفید تو ـ سیاه، من

ستاره‌های مهره و مربعات روز و شب

نشسته‌ام دوباره روبه‌روی قرص ماه، من!

پیاده را دو خانه تو، و من یکی ـ نه بیش‌تر ـ!

همیشه کل راه، تو ـ همیشه نصف راه، من!

تمسخر و تکان اسب و اندکی درنگ، تو

نگاه و دست بر پیاده باز هم نگاه، من!

یکی تو و یکی من و یکی تو و یکی نه من

دوباره روسفید، تو ـ دوباره روسیاه ، من

دوباره شاد ِ لذت ِ نبرد تن به تن تو و

دوباره شرمسار ِ ارتکاب ِ این گناه ، من

تو برده‌ای و من خوشم که در نبرد زندگی

تو هستی و نمانده‌ام دمی بدون شاه، من!

 

غلام‌رضا طریقی

/ 1 نظر / 8 بازدید
رویا

خوبم، هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس و لمست می کنم و احساس می کنم تو هم همین احساس را داری دوری ، فاصله و فضا بین ماست و تو این را نشان دادی و ثابت کردی نزدیک ، دور ، هر جایی که هستی و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد یک بار دیگر در را باز کن و برای همیشه در قلب من باش