حاصل

حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست

 آه از ین درد که جز مرگ منش درمان نیست

 این همهرنج کشیدیم و نمی دانستیم

که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست

/ 3 نظر / 7 بازدید
فرهاد بی تیشه

بی طالعی نگر که من و یار چون دو چشم ... همسایه ایم و خانه ی هم ندیده ایم

فرهاد بی تیشه

گفت ای عاشق عاقل هنری بهتر از این ؟ ( مصراع اولش یادم نیست .یه چیزی تو مایه های گفت جز درد چه هنر دارد عشق )

ف.س

عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد...