عطش

خدایا واقعا دستت درد نکنه! یه ذره مغز دادی به ما! هی فکر میریزی توش! هی بحران هی داستان های جدید! فکر کنم داره میترکه دیگه! کاش یه کم بیشتر میدادی حداقل جا بشه این افکار و اضغاث احلام!

خدا! گیر افتادم تو این برهوت زندگی! عین یه ابن السبیل درمونده که داره تو یه بیایون بی آب و علف دور خودش میگرده فکر میکنه چقدر راه پیموده و دیگه داره کم کم میرسه! ای خدا! کی میرسه پس؟؟؟؟؟؟؟ هی سراب پشت سراب! هی عطش و عطش و استثغا!!!!!!!!!!!!!!

دست ما کوتاه و خرما برنخیل! ای خدایا مهربان دستم بگیر!

/ 3 نظر / 7 بازدید
پيمانه

خدايا هرگز نگويم كه دستم بگير .. عمري گرفته اي مبادا كه رها كني ...

فرهاد بی تیشه

خدایا واقعا دستت درد نکنه که فکر چنین پستی رو به ذهن نویسنده انداختی . چند وقتی بود که از اضغاث احلام و ابن سبیل دور افتاده بودم .یاد کتاب ادبیات افتادم .توی اون روزهای آفتابی دبیرستان . [بغل]

فرهاد بی تیشه

ولی به نظر من همین یه ذره مغز کافیه ها . می دونی که ،هر که بامش بیش برفش بیشتر . یعنی مغز بیشتر = افکار بیشتر و بیشتر