دوستت دارم.............

دوستت دارم هارا نگه می داری برای روز مبادا

 

دلم تنگ شده هارا..عاشقتم هارا....

این جمله ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی کنی!

باید آدمش پیدا شود...!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی

وباید بدانی که فردا از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد

سنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده کلی دلم تنگ شده وعاشقتم مانده

که خرج کسی نکرده ای و روی هم تلنبار شده اند

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی..صندوقت سنگین شده و

نمی توانی با خودت بکشی اش....

شروع میکنی به خرج کردنش.....

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پابه پایت آمد اگر هوایت را داشت

اگر باتو ترانه را باصدای بلند خواند اگر مدام به خنده ات انداخت

برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برای یکی دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی

یک چقدر زیبایی یک با من می مانی؟؟

بعد می بینی آدم ها فاصله میگیرند..متهمت میکنند به هیزی...

اما بگذار به سن تو برسند

بگذار صندوقچه شان لبریز شود آن وقت حال تو را می فهمند بدون اینکه تو را بیاد بیاورند

غریب است دوست داشتن

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن

وقتی می دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد

و نفس ها و صدا ونگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده

به بازیش می گیریم وهرچه او عاشق تر ما سرخوش تر هرچه او دل نازکتر ما بیرحم تر

تقصیر ما نیست

تمامی قصه های عاشقانه اینگونه به گوشمان خوانده شده اند


/ 3 نظر / 9 بازدید
رویا

عقده سالها دور بودن و نرسیدن و تنها ماندن...... وقتی یافتی عقده دل بگشایی و فقط به او بگویی که چه ها کشیده ای و چقدر بی ارزشند هرزه هایی که همه جا در حال خرج کردند.....

رویا

با من کنون ز وسعت دریا سخن بگو از رویش دوباره ی گل ها سخن بگو کتمان مکن که سر به فلک میزند امید از نخل پا گرفته ز خرما سخن بگو باور مکن ز محبس تقدیر آمدی از جلوه های عالم پیدا سخن بگو دیگر مترس از خطر پنجه های موج چون ساحلی به وسعت دریا سخن بگو هستی شمیم عطر نفس های عشق بود از عشق ، این سروده ی زیبا سخن بگو دیگر مگو که تشنه ی آب است این کویر در بارش سپیده ، ز صحرا سخن بگو همزاد ، چشم خویش ز بیگانگی بشست با او ، ز جلوه های ثریا سخن بگو. حمید حمیدی زاده

مازیار

عادت بدترین بیماریه. کاری می کنه که آدم به هر بدبختی و هر دردی ، سر خم کنه و بتونه کنار آدمای نفرت انگیز دووم بیاره ...