رفیق!

میدانی رفیق

گاهی حضورت!

بودنت!

صدای قدمهایت!

می شود دلخوشی یک نفر!

می شود بهانه ی آمدنش!بهانه ی بودنش!

بهانه ها زندگی سازند!ونبودنشان می شود غم! اشک...

میدانی رفیق

بهانه ها را دست کم نگیر!

دلتنگی بهانه نمی خواهد!

همین که دلت گیر باشد دلتنگیش درست مثل ساقه ی پیچک تمام دلت را تسخیر می کند. آن وقت است که ...

میدانی رفیق!

بودنهایت را دست کم نگیر!

همینکه یکی مینویسد به بودنت دلخوشم بدان خوشی دلش , شده ای!

میدانی رفیق

من هم دلم میخواهد بدانم.......


/ 3 نظر / 15 بازدید
رویا

من به او عادت کرده ام..بودنش را دوست دارم همه جای آنجا در بودنش بوی بهار میدهد و طراوت

نابیوسیده

کیست این پنهان مرا در جان و تن کز زبان من همی گوید سخن این که گوید از لب من راز کیست؟ بشنوید! این صاحب آواز کیست؟ در من این سان خودنمایی می کند ادعای آشنایی می کند

mehdi

دل من غمگین است ، غصه ام سنگین است گرچه با هم نفسم زندگی شیرین است میل گل در من نیست ، بال من خونین است اشک غم باید ریخت ، رسم دنیا این است