کلبه

و تو در‌ آن دوردستها کلبه ی تنهایی ام را به نظاره نشسته ای!

امروز به یه نتیجه جالبی رسیدم! همیشه فکر میکردم چرا حضرت ابراهیم بت ها رو شکست؟؟چرا پیامبر (ص) بت هارو شکست! ولی بعد چند روز خونه تکونی ذهنم حالا دارم به نتایج جالبی میرسم! بت ها شکسته شدن تا خاص نبودنشون و خدا نبودنشون معلوم بشه! مردم از چیزی میترسیدن و بهش سجده میکردن که ماهیت خدایی نداشت! یعنی ترس نداشت! برای موجودی قربونی میکردن که درک نداشت نمیدید! یه جورایی مردم این کار رو واسه خودشون انجام میدادن بلکه از التهاب درونشون کم بشه بعد مینداختن گردن خدایان بیچاره بی روح! فکر کنم کعبه دلم داره از بتها خالی میشه! شب که میخوابم حس سبکی دارم و روز که بیدار میشم حس نویی! میخواستم بخوابم باید گرد یه بتی چیزی میگشتم بعد میخوابیدم! اما الان نه! میشینم رو طاقچه دلم! آروم آروم سبک میشم و میخوابم! جالبه! درود بر همه بت شکنان!

تذکر: باید مراقب باشم بت شکن خودش نشه بت!

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٩ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ توسط مهتاب نظرات ()


Design By : Pichak