کلبه

و تو در‌ آن دوردستها کلبه ی تنهایی ام را به نظاره نشسته ای!

رنگ نارنجی میگن انرژی میده! میگن درمان افسردگیه! امروز نارنجی خریدم! خیلی خوب بودم! خیلی رها! کفش راحتی پوشیده بودم که پرواز کنم! پر بشم! یه پر سفید از اون کبوترسفیده! رو زمین که راه میرفتم زمین نرم بود! میخواستم اونی بشم که وقتی باد میومد دستاشو باز میکرد تا بادو بغل کنم!آدمها رو نمیدیدم! مزه غذا ها رو نمی فهمیدم! اونی که دیده میشد خودم بودم وخودم! چیزی که سالها ندیده بودمش!قرار گذاشتم نارنجی بشم شاد و رها! اونی که ارزو داشتم! اونی که قورت داده بودم! مثل یه آبنبات نارنجی پرتقالی! ترش، شیرین و ملس! که مزش ته دل آدمو قنج میده! خوب بود خوب!

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۸ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ توسط مهتاب نظرات ()


Design By : Pichak