کلبه

و تو در‌ آن دوردستها کلبه ی تنهایی ام را به نظاره نشسته ای!

همیشه فکر میکردم آدم زرنگی هستم و تو بازی زندگی بر نمیخورم! اما امروز فهمیدم که آدمای زرنگ خودشون جزو بازی زندگی هستن و خبر ندارن! سخت تر از اون اینه که تو این داستان کسی باور نکنه که بازی خوردی چون فکر میکنن خیلی زرنگی!

فکر کنم دیگه باید بلند بشم و دستا بالا اعلام کنم: دوستان عزیزم! ماهم بازییییی! همه رقهمه هستیم

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٤ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ توسط مهتاب نظرات ()


Design By : Pichak