کلبه

و تو در‌ آن دوردستها کلبه ی تنهایی ام را به نظاره نشسته ای!

پاره کن تمام زنجیرهای امیدت را ازآنانی که شکوهت را به اسارت کشیده اند تو قامتی داری به بلندای آسمان روحی به وسعت اراده خداوندی بگذار امیدت فقط به اویی باشد که عاشقانه دوستت داردبگذار شبنم اشکهایت بر گلبرگهای لطا فتش بریزد فقط بگذار اونیز به این بازی بیاید

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٩ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهتاب نظرات ()


Design By : Pichak