کلبه

و تو در‌ آن دوردستها کلبه ی تنهایی ام را به نظاره نشسته ای!

یک نفر همره باد

آن یکی همسفر شعر و شمیم

یک نفر خسته از این دغدغه ها

آن یکی منتظر بوی نسیم

همه هستیم در این شهر شلوغ

این کفایت که همه یادهمیم ...................

 

 

به یادم هستی واقعا؟

صدای آب می آید! مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟ لباس لحظه ها پاک است!!

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۳/٢۸ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ توسط مهتاب نظرات ()


Design By : Pichak