کلبه

و تو در‌ آن دوردستها کلبه ی تنهایی ام را به نظاره نشسته ای!

حس یک شکوفه گیلاس دارم! هم شکوفه بودنم زیباست و دل فریب هم گیلاس شدنم دل آب می اندازد و دل چسب! اگر کسی از شکوفه و گیلاس خوشش نمی آید دلیل نمی شود من خوب نباشم! درک او اززیبایی کم است ،به قدر داشته هایش!

امروز با همه سوز سردی که بر جانم وزید و روحم را لرزاند بازهم استوار می مانم و شکوفه میزنم! چرا که بهار نوید شادی بخشی است در برابر سوزش ناچیز باد کم نای آخر اسفند ماه!

کاش این سوز بی انصاف بداند که شکوفه تاب سوختن ندارد!شکوفه جانش نازک است هرچند بر درختی تنومند روئیده باشد!

اکنون به معنای شعر :هوا بس ناجوانمردانه سرد است پی بردم!

این بیت تقدیم به تو به یمن وزیدن ناجوانمردانه ات برجانم!

جانم شکوفه باران محبت یزدان باد و از وزش سرمای نارفیقان در امان!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط مهتاب نظرات ()


Design By : Pichak